حسن حسن زاده آملى

164

هزار و يك كلمه (فارسى)

بارقهء الهى وراى قيل و قال است هر چه گويم عشق را شرح و بيان * چون به عشق آيم خجل گردم از آن البته حجابى براى انسان جز خود انسان نيست تو را تا آينه زنگار باشد * حجاب ديدن دلدار باشد و جناب صدر المتألهين در شواهد ربوبيه حجب را پنج قسم كرده است ( ص 176 چاپ سنگى ) و در آخر فرمود : اعظمها الاشتغال به غير الحق من الصور الموهومة و فى الحديث عن صاحب هذه الشريعة لو لا ان الشياطين يحومون على قلوب بنى آدم لنظروا الى ملكوت السماء . و وضو كه از چشمهء عشق گرفته شود زنگار را مىزدايد . از اينكه وضو به چهار عضو سر و رو و دو دست و پا اختصاص يافت اين است كه ايزد تعالى چون نماز را واجب كرد نخواست كه بندگان وى آلوده به خدمت آيند ، ايشان را فرمود وضو كنند و با اين چهار عضو مخصوص كرد زيرا كه آدم اول روى به درخت گندم كرد و به پاى برفت و به دست از درخت گندم باز كرد و بر سر نهاد و بر حوّا آورد ايزد عزاسمه بفرمود اين چهار عضو گناه كار را به گاه خدمت بشستن و مسح كردن تطهير كنند « 1 » اين داستان بيان حال آدم و آدميزاد است و همانند آن در آيات و روايات بسيار است الحمد لله كه مولاى مكرّم خود اهل اشارت است . نكته‌اى كه در اين بيت بايد بدان اهميت داد اين است كه گفت : من هماندم كه از چشمهء عشق وضو ساختم ، يكسره بر هرچه كه هست چار تكبير زدم . يعنى از چشمهء عشق وضو ساختن همان و چار تكبير زدن همان نظير بيت ديگرش : عاشق آندم كه به دام سر زلف تو فتاد * گفت كز بند غم و غصه نجاتم دادند

--> ( 1 ) - اين مطلب را از ترك الاطناب فى شرح الشهاب ( ص 151 ) تأليف ابن القضاعى با اندك تصرّفى نقل كرده‌ايم .